. در ستاره بارانِ میلادت .
آخه این چه دنیاییه؟؟؟ دو روزه با دختره رفیق شدی، میپرسه فامیلیت چیه؟ میگی میخوای چی کار؟ میگه
میخوام ببینم به اسم بچههامون که انتخاب کردم میاد یا نه!! … آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده
میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!! . . آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · یارو رو آوردن تو تلویزیون، زیر اسمش نوشته: “کارشناس مسائل یمن”، من
موندم این بنده خدا تو این ۴۰ سال از چه راهی نون در میآورده!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · پارسال همت مضاعف رو فقط عزرائیل فهمید، امسال هم جهاد اقتصادی رو فقط
ربع سکه!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · قبلاً برق میرفت بابامون فحش رو میکشید به اداره برق، الان برق میره
خوشحال هم میشه!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · خانومه ناراحت توی تاکسی: به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم
دوست پسرم!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · فدراسیون فوتبال فقط تو ۶ ماه، نیم میلیارد تومن از فحاشی فوتبالیستها
درآمد داشته. یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · طرف رفته خواستگاری، دختره بهش گفته شهید مورد علاقه شما کیه؟!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · واسه دوست دخترت شارژ می فرستی، بعد میگه تو بزنگ!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · واسه داداشمون رفتیم خواستگاری، ننه جون طرف در اومده میگه ۲۰۱۲ تا سکه
مهریه به نیت المپیک لندن!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · هر بار که صفحه ی فیلترینگ رو دیدم یه صلوات فرستادم. مامانم میگه
همینطور ادامه بدی جات تو بهشته!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · میگه به خدا راست میگم. طرف میگه نه، اگه راست میگی بگو به جون
مامانم!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل
دستیمون!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · ایران که هستیم توی سوپرمارکت دنبال جنس خارجی میگردیم، بعد خارج که
میریم میافتیم دنبال جنس ایرانی!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · یارو گیتار الکتریک تو اتاقم دیده میگه تو هم شیطان پرست شدی!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · جشن میگیرن گوسفند میکشن، عزاداریه گوسفند میکشن، ماشین میخرن گوسفند
میکشن، پسر اقدس خانوم رو ختنه میکنن گوسفند میکشن، بعد به گاوبازای اسپانیایی فحش
میدن!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · برنامه احکام گذاشتن، ملت زنگ میزنن، یکی میگه من رکعت اول، توی رکوع
یادم افتاد سجده نرفتم! حکمش چیه؟!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · سریال ستایش زنه به شوهرش میگه: باردارم! شوهره بجای اینکه بغلش کنه
میره بیرون، رو به بقاله داد میزنه هووووراااا!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · طرف سوار اسب شده، عکسشو گذاشته فیس بوک، میگه اون بالاییه منم!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · تبلیغ پارک آبی نشون میدن یارو با شلوار لی و پیراهن مردونه سر میخوره
رو سرسره های پارک آبی!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · رفتم سوپر مارکت میگم آقا کرم کارامل دارین؟ میگه کرم فقط ساویز
داریم!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · سالای پیش جایزه بانک ملت یه منزل مسکونی بود، امسال شده ۶۰ لیتر
بنزین، سال دیگه میشه یه شونه تخم مرغ، سال بعدشم دوتا تافتون یه بربری هم
وسطش!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · غار علیصدر به قندیلاش معروفه، اونوقت ملت میرن قندیلاشو میکنن یادگاری
میبرن با خودشون! یکی نیست بگه آخه با اون قندیل میخای چیکار کنی؟!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو میزنی پول بر میداری، بار دوم کارتو
میذاری، رمز رو اشتباه میزنی، یکی از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدیها!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · بابام نشسته یه میزگرد به زبون آلمانی میبینه، میگم مگه میفهمی چی
میگن؟ میگه قیافه هاشونو که میبینم میفهمم در مورد چی حرف میزنن!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · سربازه اومده مقابل دبیرستان دخترونه کشیک بده مزاحمت ایجاد نشه، خودش
چشمک میزنه به ملت! خدا هم که فقط نشسته با ابی چای مینوشه!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · رفتیم باغمون، دیدم جا نیست برای خودمون که بشینیم! اینجا ایران، گور
بابات پی ام سی!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · بغل دستیمون توی هواپیما از اول تا آخر به اسلام فحش میداد، وسطهای
پرواز هواپیما یه تکون خورد، گفت «یا ابالفضل»!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · خبرنگار رفته تو یه روستا سوال میکنه با یارانه تون چیکار کردین؟ مرده
میگه: قبض هامونو پرداخت کردیم، چندتا قسط دادیم، شهریه دانشگاه دخترمو دادیم، یه
تراکتور هم خریدیم! تازه یه مقداری هم پس انداز کردیم!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · پسورد اینترنت وایرلسم رو عوض کردم، همسایمون زنگ زده میگه پسوردتو عوض
کردی؟ میگم نه! میگه آخه قبلاً شماره موبایلت بود، الان هرچی میزنم کانکت
نمیشم!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده گفت: یه
دوبار بپوشی جا باز میکنه! دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده گفت: چیزی نیست
یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · کاردار سوئیس رو احضار کردن که بره به آمریکا بگه چرا عربستان نیروهاشو
فرستاده بحرین!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · میری آدامس اوربیت بخری، بقاله به جای بقیه پول، بهت آدامس شیک
میده!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · یه تی شرت خریدم کلی مارک نایک روشه بعد رو یقهش نوشته تولیدی برادران
عباسپور!! آخه این چه دنیاییه؟؟؟ · رفیقم زنگ زده میگه ویسکی سراغ نداری؟ میگم برای چی میخوای؟ میگه بابام
امشب از کربلا میاد کلی مهمون داریم
به نام خدا بدترین عذاب برای یک محکوم ان است که
ازادمسلک شود ودرنهایت سرگردانی از خود میپرسد که چطور توانستم چنین جهنمی راتحمل
کنم. هرانکه پرنده نیست نباید برپرتگاه ها
اشیانه بسازد. لجاجت دلیل قاطع نادانی وابلهی است یک تارموی کسی که دوستش داریم بیشتراز
نیروی 4گانه گاووحشی کشش دارد. کسانی که در باره من بد میگویند اگر
میدانستند درباره ی انها چه فکر میکنم بیشتر میگفتند. باهمه کس دوستی مکن چون دران صورت
مجبوری صداقت نداشته باشی . گرتومیدانستی که چه دردی دارد .که چه
رنجی دارد خنجراز دوستان خوردن از من خسته نمیپرسیدی چراتنهایی؟ گرفتارخودبودن ظلمی است به دیگران. ایمان بیش از حدبه دیگران اسلحه خطرناکی
است که برای نابودی خودمان به انها هدیه میکنم. پول بهترین است اما شرافت بهتراز پول
است. برای فروتن بودن شجاعت فراوان لازم است. تاریخ راملتها بامبارزه طبقاتی میسازند. به نام خدا تاابدیت میتوان غنچه شدووقت سحرخوش خندید میتوان عطرشدوجام تبلور نوشید میتوان چشمه شدوازدل تپه جوشید میتوان ابروشدوبرسرکیهان بارید میتوان بیدشدودرنم باران رقصید میتوان ژاله شدورخ اقاقی بوسید میتوان دم شدودرساز دل صحرا پیچید میتوان عشق شدوبرسرعاشق شورید میتوان مهر شدوتاابدیتتابید به نام خدا هممیشه این گونه بوده است کسی راکه خیلی دوست داری زودتر از دست می دهی پیش از انکه خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال میگیرد ودور میشود فکر میکردی تااخرین روزی که زمین به دور خود میچرخد وخورشید از پشت کوهها سرک میکشد درکنارش باشی؟ هنوز بعضی حرفهایت رابه او نگفته بودی .هنوز لبخندهای خودرابه اونشان نداده بودی.همیشه این گونه بوده است کسی ک از دیدنش سیر نشده ای زودتر از دنیای تو می رود وقتی به خودت می ایی که حتی ردی از او درخیابا نها نیست.فکر میکردی که میتوانی بااو به همه باغ ها سزبزتی وخرده های نان را به مرغابی ها تنها بدهی .هنوزروزهای زیادی بایدبااو به تماشای موج ها میرفتی واشک میریختی.همیشه این گونه میشود اوکه میرود او که برای همیشه میرود ان قدر تنهامیشوی که نام روزها را فراموش میکنی .از عقربه های ساعت میگریزی وهیچ فرشته ای به خوابت نمی اید.احساس میکنی کلمات لال شده اند پلها فروریخته اند .کفشها پاره شده اند.دستها یخ کرده اند.پروانه ها سوخته اند.راستی اگر او هنوز نرفته است اگر هنوز میتوانی برایش یک استکان چای بریزی ویک غزل از حافظ بخوانی قدر تک تک نفس هایش رابدان به فرشته ای که میخواهد اورااز زمین به اسمان ببرد بگو تورابه صدای گنجشکها وبوی خوش ارزوها سوگند میخورم اورااز من نگیر. به نام خدا ان کس که از رنج زندگی بترسداز ترس در رنج خواهدبود. بودن همه چیزنیست اماتلاش برای بون چرا سعادتمند کسی است که به مشکلات ومصایب زندگی لبخند بزند. موفقیت درارزوها نسبت مستقیم بااراده دارد. برای بدست اوردن چیزی که تا به حال نداشته اید چیزی شوید که تاحالا نبوده اید. خدایا زندگی مرا چنان قرار بده که در هر نفس به تو نزدیکترشوم. مردان افریننده ی کارهای مهمند وزنان به وجوداورنده یمردان هیچکس قادر نیست خدارافریب دهد. ازادی مطلق یک نفر نیست مال همه است به نام خدا مراببخش اگر جز این نتونستم دنیای دیگری
به تو هدیه بدهم.اگردستهایم رویش ستاره راباورنداشت اگردوچشمم حتی به بهار نقره ای
بیشه زار شک داشت اگر حتی میتوانستم ونخواستم سهمی ازدریارابه ماهی ها ببخشم اگر
میتوانستم ونخواستم تولد افتابگردان ها را جشن بگیرم .اگر مهتاب را فقط برای خودم
می خواستم . اگرزادروز تولد زمین را از یاد
بردم وهیچ وقت برای ابرهایی که تکلیفشان
با بهار روشن نبود دل نسوزاندم.مرا ببخش اگر دست هایم از پیچک دیوار خانه اتان
کوتاه بود اگر برای مرگ باغچه اتان یک تسلیت هم نگفتم . اکر یک روز شاید به اندازه چند سال در
خاطرت نشستم .اگر یک روز فقط برای تو مینوشتم وبرای هیچ کس جز یک کوچه هاشورخورده
از خاطره ات نمی خواندم .مراببخش هرچند اتفاق افتادم از تو چه پنهان اتفاق افتادنم
هم اتفاقی بود.حالا به خنده های من نگاه نکن .پس مانده ی گریه ای است که سال ها
پیش پشت انتشار سز بهار گم کرده بودم یک انگشت اشاره تو بو که جهان راشاعرانه تر
ساخت ماببخش پیش از ای سراغ از تو نگرفتم.
میان احساس من
تا حضور تو
حُبابی است از جنس هیچ
از دستان من
تا لمس نگاه تو
آسمانی است به بلندای عشق
جشن میلادت را به پرواز می روم
دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها
آسمانی که نه برای من
نه برای تو
که تنها برای “ما” آبیست
چیست در زمزمه مبهم آب؟!
چیست در همهمه دلكش برگ؟!
چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند؟
كه تو را می برد این گونه به ژرفای خیال!
چیست در خلوت خاموش كبوترها؟
چیست در كوشش بی حاصل موج؟
چیست در خنده جام؟
كه تو چندین ساعت
مات و مبهوت به آن می نگری؟!!
نه به ابر، نه به آب، نه به برگ
نه به این خلوت خاموش كبوترها
نه به این آتش سوزنده كه لغزیده به جام
من به این جمله نمی اندیشم
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پاك شقایق را در سینه كوه
صحبت چلچله ها را با صبح
نبض پاینده هستی را در گندمزار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را می بینم
می شنوم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تك و تنها
به تو می اندیشم
همه وقت
هم جا
من به هر حال كه باشم
به تو می اندیشم
تو بدان
تنها این را تو بدان
تو بیا
تو بمان با من
تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریكی شبها
تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها
تو بخند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را
تو بگو
قصه ابرو هوا را
تو بخوان
تو بمان با من
تنها تو بمان
در دل ساغر هستی
تو بجوش
من همین یك نفس از جرعه جانم باقی است
آخرین جرعه این جام تهی را
تو بنوش!
تو بمان با من
تنها تو بمان
تو بخوان با من
تنها تو بخوان

| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |











